ایلیاایلیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره

ایلیا قند عسل طلای مامان

سفر به شمال وهمدان

1392/6/18 11:46
نویسنده : حنانه
643 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

  پسر عزیزم  امشب خوابت کردم تا بتونم به وبلاگت سری بزنم واپ کنم

از روز اول شهریور تعطیلات تابستونی مامان شروع شد جمعه صبح زود کوله بارو جمع کردیم رفتیم خونه دایی پسری که شمال هستندساعت 2بود که رسیدیم رشت کلی پسری خوشحالی وبازی کرد تواین هفته که شمال بودیم تازه اونجا جشن تولد امیر محمد عزیز پسر دایی ایلیا هم بود ونانای کرد واسه خودت قرمیدادی دست میزدی تشویقحسابی آتیش سوزندی تو شمال دریا وساحل کاسپین دوروز رفتیم ماسوله وشاهزاده ابراهیم وامامزاده اسحاق که واقعا دیدنی بود بخصوص  جاده اش عالی وباصفا بود......یه درخت هزار ساله هم داشت واقعا جالب بود متفکربرامون...........................................

ازاونجا با دایی وخاله ایلیا قرار گذاشتیم تو همدان خلاصه جمعه 8شهریور اومدیم صبح زود حرکت کردیم 12رسیدیم همدان توپارک  با دایی وخاله ایلیا حرکت کردیم رفتیم خونه وبعد ازکمی استراحت... بعداز ظهر رفتیم ارامگاه بوعلی سینا وبابا طاهر فردا هم غار علی صدرکه واقعا زیبا بود..... وروز بعدش هم گنج نامه وابشار همدان که ایلیا تو اب حال کرد وبعد ازظهر هم رفتیم تپه عباس اباد وشهر بازی دیگه خسته وهلاک ساعت 12 اومدیم خونه ووسایلمون ره جمع کردیم تا صبح زود حرکت کنیم به طرف شهر خودمون

تواین مسافرتها به پسری خیلی خوش گذشت چون کلی  فامیل وطرفدار داشت وهمه دوست داشتن ایلیا عزیز را بغل کنندوباهاش قدم بزنند دل شکسته

گل مامان الهی فدات بشم دیگه واسه خودت شیرین زبون شدی وکارهای بامزه میکنیزبان

تازه یه خبر جدید دیگه اینه که مسافرت باعث شدایلیاقند عسلم براحتی از شیر گرفته بشه و پروژه این کار سخت براحتی وبدون اذیت پسرک با موفقیت همراه باشههورا

اگرچه توشمال قرار بود با مامان کیارش الهام عزیزقرار داشتیم ولی بخاطر مشکلی که پیش اومد نتونستیم همدیگر رو ببینیم وخیلی دلم سوخت واقعا شرمنده الهام عزیز شدمناراحت

ایلیا ودختر خالش حانیه تو ابشار گنج نامه همدان

ایلیا بغل مامانش درارامگاه بابا طاهر دحالی که گریه کرده ومی خواد از پله ها تنهایی بالا وپایین بره

اینم پسرک بستنی نخورده ..الهی مامان فدات بشه عشق بستنی ویخمک هستی

بقیه عکس ها بعد واست میزارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

hodeys
18 شهریور 92 0:11
همیشه به گشت و گذار و سفر
چه بزرگ شدی ماشالاه گل پسر


مرسی عزیزمممممممم
یلدا مامان کیان
19 شهریور 92 18:36
خوش گذشت قند عسل
نوش جونت بستنیت


خاله جون مرسی من عاشق بستنیم
مامان ماهان
23 شهریور 92 23:55
سلام چه پسر نازي داريد خدا حافظش باشه به ما هم سر بزن


مرسی عزیزم
چشممممممممممم